------------------------------------------------------------------------------
|
سلام سلام سلام
دیگه داشتم از بدن درد می مردم. خیلی بدنم درد میکرد! چرا؟ معلومه دیگه ۱ هفته بود که کامپیوترم خراب شده بود. خیلی بد دردیه خدا نصیب کسی نکنه خوب دیگه به آخرای ماه محرم رسیدیم و دهه فجر هم که شروع شد حالا از شاعرا دعوت میکنیم که بترکونن چون درخواست خیلی زیاد بوده ولی الان از اتاق فرمان دارن اعلام می کنن که وقت نداریم نمی تونیم نامه ها رو بخونیم خلاصه از همه ی بینندگان جان که در ایم مرغزار شعر به ما دیدن کردن تشکر داریم(تریپ حرف زدن محمد صالح اعلا). شما را به خدای بزرگ می سپاریم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 13:26 توسط حــسیـن آذرنــیــــا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حــــــــسیـــــن آذرنــــیـــــــــــــا
|
| آرشیو موضوعی |
|
مشاعره |
| نویسندگان |
|
حــسیـن آذرنــیــــا عمو خسرو! (نویسنده افتخاری) |
| پیوندها |
|
(ورود غریبه ممنوع)مهندس محسن ثقفی (خاطرات یک مسافر)مهندس میثم اصلاحی (جسمم آمریکاست روحم ایرانه )نــرگـــس (BIKAMBO) هنرمند گرامی سروش عزیز |
| پندهای زندگی! |
| (کسي که شاد وخندان است هميشه چيزي براي شادماني پيدا ميکند(شوپنهاو -----------------------------------مرگ از زندگی پرسید : آن چیست که باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه کنم؟ زندگی لبخندی زد و گفت : دروغهایی که در من نهفته است و حقیقتی که تو در وجودت داری |